بوردیو عاملیت و ساختار
نویسنده: حمیدرضا نعمت الهی
«همه تفکر من از این نقطه آغاز میشود: چگونه رفتار میتواند بدون آنکه محصول تبعیت از قوانین باشد حالتی قاعده مند پیدا کند؟» در واقع سوال بوردیو این است: چگونه ساختار اجتماعی و عاملیت فردی میتوانند با یکدیگر تلفیق شوند و به شکل دادن یکدیگر کمک کنند؟ پیش از هر چیز اشاره به این نکته ضروری است که بوردیو بنیادی ترین و مخربترین عامل دودستگی در علوم اجتماعی را تقابل میان ذهنیت گرایی و عینیت گرایی (ساختار و عاملیت) میداند. بوردیو در قالب نظریه عمل (Theory of practice) به بحث در این باره پرداخته است. سه کلیدواژه اصلی در این نظریه عبارتند از عادت واره (habitus)، میدان (field) و سرمایه (capital) که بیشترین ارجاع را داشته اند.
بوردیو معتقد است که کنش های ما محصول رابطه بین عادت واره و میدان است به عبارت دیگر، کنش نتیجه رابطه بین تمایلات شخص (عادت واره) و جایگاه او در میدان (سرمایه) است به گونه ای که امکان بروز آن در شرایطی خاص فراهم کردد. در بحث از ساختار و عاملیت گیدنز به رابطه دیالکتیکی ساختار و کنشگر اشاره شد. بوردیو هم در ادامه نظریه خود به چنین رابطه ای اشاره دارد: میدان عادت واره را ایجاد میکند و از طرف دیگر عادت واره موجب شکل گیری میدان به صورت جهانی معنادار می شود.
نظر کردم در پرودگار خویش به چشم یقین